جهنّم
لب هایم خشک ِخشک شده است و بی تابم...اینجا کجاست؟؟؟ جهنّم ِ لب های ترک خورده و قحط سالی لب های تر ِ یار...؟و من انگار هنوز هم زنده ام و فکر می کنم به تمام واژه های دلنشینی که هر کدام سال های سال زنده نگهم می دارند...اگر هنوز نمرده ام،باز هم نخواهم مرد...
اگر هنوز نمرده ام...
"دردی است درد ِ عشق که هیچش کناره نیست..."
بعد نوشت:مگه فرقی هم میکنه این یا این:
"راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست"