فیگور عالی...
نمی دونم چقدر دقت کردید که بی ادب بودن مد شده...نخندید...حقیقته...
آدم هایی که فکر میکنند اینجا پترزبورگه و سال، سال 1917 است...
جوان های ژیگولی که با اداهای روشن فکری و کمونیستی خیال میکنند یک پا مایاکوفسکی هستند برای خودشون...با غم نامه های نا امید کننده...
پسر بچه ها و دختر بچه هایی که خیال میکنند خیلی بزرگ شدند و راحت به هم فحش های رکیک ناموسی می دهند...دخترهایی که تنها راه قاطی شدن داخل این جمع را فحش خوردن و سیگار کشیدن می دونند و اگر پسر روشنفکر نما و شاعر بهشون فحش هم داد ،به راحتی هر و کر راه می اندازند...شبه هنرمندهایی که خیال میکنند واقعا کمونیستند و خیال میکنند با سیگار و فحش و همخوابگی های بی قاعده و رفیق ،رفیق کردن ،آدم میشه کمونیست...
دلم برای رفاقت های رفیق های سال1917 می سوزه...رفیق هایی که هم مرام داشتند،هم اخلاق کمونیستی و هم عرضه ی چریک بودن و هم شجاعت کمونیست بودن و داد زدن تو صورت دشمن...رفیق هایی که واقعا رفیق بودند... رفیق هایی که ادا در نمیاوردند...اگر سیگار بود،فحش بود،همخوابگی بود...نه برای ادا در آوردن بلکه در کنارش مرام کمونیستی و مبارزه علنی هم بود...اینها جزء زندگیشون بود...
ژیگول های کمونیست ما بلدند فقط ادای اون رفقا رو در بیارن...هر کاری میکنند فقط همون ظاهر کتاب هاییه که خوندن...سیگار کشیدن..فحش دادن پی در پی...ولی مبارزه این وسط ،در باز نشده است...در ممنوعه..دری که دیگران باید باز کنند و این ها فقط نگاه کنند....
اگر ناسزایی حواله ی خدا کنند تو دلشون حتما استغفرالله میگند!!!
و اگر حرف سیاسی بزنند فقط بین خودشونه و این قدر شجاعت و شهامت ندارند که بگند بابا ما فدایی خلقیم..به درک که رفتیم زندان...به درک که در وبلاگمون تخته شد... به درک که اعدام شدیم...(البته اگر نهایت سیاهی سرنوشت رو در نظر بگیریم)
آسه برو...آسه بیا که گربه شاخت نزنه...
فقط بدون توی جمع خودومونی باید همیشه معترض باشی و فحش بدی..به همه چیز...به همه کس... اگر به خدا هم فحش دادی تو دلت استغفرالله بگو...خدا رو چه دیدی،شاید اون دنیایی هم بود...
بله کوچولوهای کمونیست ما که عمدتا هم شاعرند،فقط بلدند تو شعراشون عجز و لابه کنند..بزرگترین سلاحشون فکر خودکشیه...که همیشه و همه جا همراهشونه...همشون به پوچی رسیدند...چون اصلا به حرف هایی که می زنند اعتقاد ندارند...
برادر...کمونیست ها ی واقعی اصلا هم به پوچی نمی رسند و جالب تر این که از مرگ نمی ترسیدند...واقعا نمی ترسیدند نه این که شعار نترسیدن بدهند...چند تاشون رو دیدی که خودکشی کنند؟ از همون 1917 بگیر تا الان...اصلا از قبل سال 17 زمانی که لنین تو آلمان درس کمونیسم و سوسیالیسم می داد...قبل از این که سوار اون قطار کذایی شه و راه بیافته برگرده روسیه...چند تا کمونیست واقعی دیدی که مدام ناله کنند و هر وقت کم میارن رگ دستشون رو بزنند یا دیگران را با فکر خودکشی و مرگ خودشون بترسانند؟
هی رفیق...
نمیخوام ادعا کنم کمونیستم یا از همون رفیق های با مرام و با انگیزه...
فقط میخوام بگم...خیلی حال به هم زن شدی...خودت تا حالا فکر کردی؟
یک کمی خودت باش...
من اگر کاری میکنم یا حرفی می زنم عذاب وجدان نمیگیرم..چون به گناه اعتقادی ندارم...ولی تو چی؟
خودت باش...نترس ته فکرت رو بریزی بیرون... نترس از این که بگی یک کلام به ادعاهایی که میکنی اعتقادی نداری... نترس
رفیق بودن به سبک مامونت دالسکی و رفیق تلگین آلکسی تولستوی خیلی سخته...
اینو بفهم...
پی نوشت1- این جا من ادعا ی کمونیست بودن نکردم...هر چند کمونیست های واقعی رو خیلی دوست داشتم و دارم...من هر آدمی که به کاری که میکنه با پشتوانه ی فکری قوی، اعتقاد داره رو قبول دارم...یک مسلمان با بینش محکم همان قدر برام ارزش داره که یک کمونیست با بینش محکم...(بینش نه تعصب یا منفعت طلبی) والبته همه ی اینها زمانی می توانند کنار هم قرار بگیرند که ما یک جامعه ی سکولار داشته باشیم...و فرهنگ سکولار،وگرنه تا بوده و هست بین مرام های اعتقادی مختلف جنگ و دعوا ادامه دارد...
پی نوشت2-اگر با خوندن این متن خیال کردی منظورم با توئه...بدون خوب خودت رو شناختی و منم خوب تو رو شناختم... ولی اگر احساس کردی این چیزهایی که نوشتم اصلا تو وجود تو صدق نمیکنه،شک نکن که مخاطبم تو نبودی...
پی نوشت3-من قسم خوردم که تا زمانی که نتونم مثل یک کمونیست واقعی ،فکر کنم و زندگی کنم،هیچ وقت ادای کمونیست ها رو در نیارم...
ادای چیزی رو در نیار که نیستی یا شجاعت شدنش رو نداری...
ادا در آوردن،کار بچه هاست...![]()
پی نوشت ۴-شاید هچ کدام این روابط و رفتارها بد نباشه،اونم برای یک معتقد واقعی...مساله اینه که ادا در آوردنشون مزخرفه...آدمی که ذاتش کمونیست نیست ولی پر از ادعا و اداست....
پی نوشت۵- شاید هم الان که داری اینو میخونی تو دلت بگی،اینها شبیه خود لیدی هستند...اگر اینطوره...باید بگم واقعا حال به هم زن شدم...بهم تذکر بده...حالم از ادا در آوردن به هم میخوره![]()