تطهیر روح
لمس نهفته ای
از انحنای کبود گردنم
پرت می کند
مرا از اوج...
و می کوبد
هُرم غلیظش را
روی حجم بیمار لب هایم...
و سر می کشد
شفافیت روحم را
در میهمانی حریصانه ی لب ها...
و ما
در کمال تقدس
تطهیر می شویم...
ما
آب می شویم...*
*امشب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 0:8 توسط لیدی