اصالت زیبایی و اصالت روح
هیچ وقت دلم نمی خواست،زیبا باشم یا "زیبا"
که هر دو قاتل حقیقت روحند...
شاید روزی،روح خود را،با یک فنجان اسید نجات دادم...*
تو با دماغ عمل کرده،چیزی کم نداری از اصل او...
او بی دماغ عمل کرده،چیزی کم ندارد از فرع تو...
این با و بی، اصالت زیبایی اصل و فرع است...
توضیح:بله من کلی جمله دارم که گاه تنهایی و تفکر یا درگیری های فکری و احساسی، گوشه و کنار سررسیدم نوشتم...شاید ساده یا به درد نخور باشند،ولی دغدغه هایی هستند که در لحظاتی واقعا ذهنم رو مشغول کردند...
ازین به بعد همین شکلی آپشون می کنم
*منظوری از به کار بردن لفظ زیبایی برای شخص خودم نداشتم...این جمله یک تفکر من باب زیبایی ظاهری است نه اعلامیه...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 23:31 توسط لیدی
|