هیچ وقت دلم نمی خواست،زیبا باشم یا "زیبا"

که هر دو قاتل حقیقت روحند...

شاید روزی،روح خود را،با یک فنجان اسید نجات دادم...*


تو با دماغ عمل کرده،چیزی کم نداری از اصل او...

او بی دماغ عمل کرده،چیزی کم ندارد از فرع تو...

 

این با و بی، اصالت زیبایی اصل و فرع است...


توضیح:بله من کلی جمله دارم که گاه تنهایی و تفکر یا درگیری های فکری و احساسی، گوشه و کنار سررسیدم نوشتم...شاید ساده یا به درد نخور باشند،ولی دغدغه هایی هستند که در لحظاتی واقعا ذهنم رو مشغول کردند...

ازین به بعد همین شکلی آپشون می کنم

 *منظوری از به کار بردن لفظ زیبایی برای شخص خودم نداشتم...این جمله یک تفکر من باب زیبایی ظاهری است نه اعلامیه...