از پشت شیشه های سیاه عینک

در حسرت چشیدن چشم هایت

غوطه می خوردم...

و تو نا غافل...

طعم پیشانیم را چشیدی

شکسته ام.

زخمی این شبیخون

در انتظار غروب شیشه های سیاه

و طلوع چشم های سیاهت

برای نیمه شب تابستان...*

*امشب