دلم برای روز های خوب

برای روزهای گل سرخ

تنگ شده

و عسل چشم هایم

از این روزهای خاک آلود

روز های خشم

 خونگیر

 

بیا به باغ گل سرخ برویم

به دشت های پر شیر

که در زمینه ی سبز و آبیشان

گاوهای قهوه ای

ماغ می کشند

و گوسفند های سپید

روی دست علفزار

خمار می شوند.

 

بیا به باغ گل سرخ برویم

تابستان است... نه؟

فصل  رسیدن گیلاس ها

و سیاه شدن شاه توت ها

هی...

دلم عجیب گرفته

 و قلب ِنفس

 تنگ شده است

 

بیا به باغ گل سرخ برویم*

 

*نگاشته ی دیشب