بیا...
دلم برای روز های خوب
برای روزهای گل سرخ
تنگ شده
و عسل چشم هایم
از این روزهای خاک آلود
روز های خشم
خونگیر
بیا به باغ گل سرخ برویم
به دشت های پر شیر
که در زمینه ی سبز و آبیشان
گاوهای قهوه ای
ماغ می کشند
و گوسفند های سپید
روی دست علفزار
خمار می شوند.
بیا به باغ گل سرخ برویم
تابستان است... نه؟
فصل رسیدن گیلاس ها
و سیاه شدن شاه توت ها
هی...
دلم عجیب گرفته
و قلب ِنفس
تنگ شده است
بیا به باغ گل سرخ برویم*
*نگاشته ی دیشب
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 0:49 توسط لیدی