یک گام در پی

دو گام از پس

و چرخشی بی سر گیجه

در فضای معلق

با چشم های بسته

شاید باز

و دست هایی دراز

گاه سوی تو

گاه سوی آسمان

و گاه هم آغوش انحنای بدن...

این پیچ و تاب ِ ظریفانه

در مرکز دنیا

مشق رقص بود

یا تمرین زندگی ؟

برای آن ها که:

عمیق ترند...

نگاشته ی امشب