فرح
ای دختر شهر های گرم جنوب
از دریا بگذر
دست هایت را به من بده
و بیا با هم
از دماوند صعود کنیم
از آن بالا
به تمام فرشته ها لبخند بزنیم
من و تو
با فرشته بودن
فاصله ای نداریم
و قلب هایمان
روشن ترین شعله ایست
که می تواند یک زمستان
در کنج سیاه خانه ی شبی سرد تر
بروید
دست هایت را به من بده
و آز آن شهر گرم
دقیقه ای
ثانیه ای
لحظه ای
به این شهر گرم بیا
تولدت را
جشن بگیریم
فرح عزیزم
هدیه ای فی البداهه و لحظه ای به درگاه قلب گرم تو از سرزمینی دور تر و گرم تر...
تولدت مبارک
پی نوشت:امیدوارم سال بعد برای میلادت کنارم باشی و بتوانم جبران کنم.
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 22:54 توسط لیدی