گوش و گوشواره
ارواح ما امشب،می دوند و می دوند ...تا به هم برسند.در میدان ِآسمان همین شهر شلوغ و پر ستاره...
و همان بالا...میان ابرها...دور از هم همه ی تمام ِ ارواح زمین،یک گوشه ی دنج پیدا می کنند و زیر سایه ی خدا...می خزند در آغوش هم...یک دیگر را بو می کشند و از عطر تن و روح ِهم،مست می شوند.
من عاشقم...نترس...
عاشقم به این که روحم را،پرواز بدهم به سمت تو و دست بیاندازم زیر بازوهایت و از حلقه ی آتشش مثل گوشواره آویزان شوم...
گوش از گوشواره زنده می شود یا گوشواره از گوش؟
من از تو زیبا می شوم یا تو از من؟
بعد نوشت از یک دوست:
Love is God gift to us
Those who possess it , are beautiful
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 0:37 توسط لیدی