خبر خاصی نیست.هیجان خاصی برای نوشتن نیست.فکر می کنم سکوت بهتر از پرت و پلا گویی است که در ورایش هدف یا احساسی نباشد.

۱۰ روزی هست که فقط کتاب می خوانم و کتاب می خوانم و کتاب می خوانم و بعضا فیلم می بینم.

از آلیس مونرو کتاب فرار

از ماریو بارگاس یوسا کتاب دختری ازپرو

از هنری ترویات ایوان مخوف

از رولد دال پیش خدمت

از چارلز بوکوفسکی عامه پسند

از مرجان شیرمحمدی بعد از آن شب

از پیمان اسماعیلی برف  و سمفونی ابری

و خاطرات یک دختر جوان نوشته ی آن فرانک رو هم از به صورت پی دی اف از کتابخانه ی علاءالدین دانلود کردم و در حال خواندنم.کتاب در مورد زندگی مخفیانه ی یک دختر یهودی به نام آن فرانک به همراه خانواده اش در خلال جنگ جهانی دوم است.به نظر من کتاب جالبی است.

کتاب های مطالعه شده ی بعدی به مرور  اعلام می گردد.و احیانا نکاتی یادآوری می شود.

به سهم خودم به تدریج از این روزمرگی خارج خواهم شد.فعلا باید یاد گرفت.

بعدنوشت:کمی که فکر میکنم،هم دم شدن با کتاب های مختلف در حوزه های مختلف زیاد هم روال روزمره گی نیست.باید خوشحال بود از این هم نشینی.