یادگاری کوچکیست

تَرَکِ روی لب‌هایم

از بوسه‌های عمیق

هوس‌های نشکفته

تخیّل ناب

و نطفه‌ای که بسته شد کف ِ دست‌هایم

زیر آن چنار قدیمی

و من پروازش دادم

در فضای باز میان نگاه‌هایمان ...

احساس مشترک

اکنون ِشیرینیست

که عشق را تقسیم آسمان می‌کند .

مرداد ۸۹

بعدنوشت:داستان قدیمیم "مورد عجیب من" در جن و پری  ویژه‌ی شهریور و مهر منتشر شد .

بعدنوشت: دیشب وقت خواب به سرم زد این خط "اکنون ِسردرگم و شادیست" را تغییر بدهم و تبدیلش کنم به "اکنون ِشیرینیست" . به هر حال اگر نظری داشتید محروم نکنید دوستتان را .