کلاس منطق
برای دفعات بسیاری که عاشق شدم ، همیشه گمان می کردم ،
این عشق... ،
همان باغ سبزی است که باید در آن تفرج کرد ،
همان دریایی عمیقی است که باید در آن غرقه شد ،
همان آفتاب درخشانی است که باید گرمش شد ،
و همان مرتبه ی بالایی است که باید درراهش فنا شد .
و مدت هاست که در پی هر شکست تکرار می کنم :
عشق همان وجودی است که باید بر موجودیتش شک داشت .
و من هم چنان مردودی این کلاسم .
فی البداهه/همین امروز/همین حالا/ برای خالی نبودن عریضه در این وبلاگ .
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹ ساعت 15:15 توسط لیدی