اول ادراک خودم،بعد ادراک دیگران...
اين پست اصلا پست نبود...
اين نامه اي بود كه براي دوست عزیزم فرح نوشته بودم...بد نديدم براي شما هم اپ كنم.چون به نظرم مطلبي درونش هست كه به درد همه آدم هاي روي زمين ميخوره...البته من كوچك تر از اونم كه بخوام معلم شما باشم،يا چيزي به شما درس بدم
ولي اينو مثل يك هم صحبتي دوستانه از من بپذيرين...
سلام فرح قشنگم
من قربون تو نازنين مهربانم بشم
این چیزها اصلا مهم نیست
تو اصلا لازم نيست به خاطر اتفاقي كه براي تو ودر زندگي تو افتاده به ديگران توضيح و جواب پس بدي
تو خیلی حساس هستی گلم و زيادي براي نظرات ياوه ي ديگران ارزش قائلي
امیدوارم هیچ وقت تو زندگیت اسیبی بهت نرسه،چون اين خصوصيت به ضرر توئه،و تو به عنوان يكي از چند دوست صميمي من، اصلا دلم نميخواد برات چيزي ضرر داشته باشه...آن هم چيزي كه ريشه اش در خودته...
نازنین گل دختر من
بهتره سعی کنی خودتو تغییر بدی
میدونی در چه جهت؟
سعی کن خودخواه باشی.سعي كن خودتو بيشتر دوست داشته باشي.
آره ما از دوست داشتن خودمون به دوست داشتن بدون خودخواهي ديگران مي رسيم
اول از همه خودت و احساس خودت برات مهم باشه و لاغير...
سعی کن حرف ها و نظرات دیگران مخصوصا آنهایی که تو را به خاطر بعضی خصوصیات یا پاره اي وقايع شماتت میکنند برات ارزشی نداشته باشه
آنها دنیا رو از دریچه ی چشمان تو نمی بینند
و از واقعیات زندگی تو و خصوصیاتش خبری ندارند
براي همینه که درکت نمی کنند
حق هم دارند
اگر قرار بود در دنیا همه همدیگه رو درک کنند دنیا بهشت می شد
ولی دلیل این که درکت نمی کنند اینه که به وقایع زندگي تو از منظر تو نگاه نمی کنند
نبايد براي تو مهم باشه كه ديگران حتما دركت كنند...اين يك باور غير منطقيه كه تو باهاش درگيري داري.آلبرت اليس يك مكتب روان درماني رو بر پايه همين عقايد و باور هاي منطقي و غير منطقي انسان ها ساخته...
وقتي باورهاي غير منطقيمون زياد شند و بهشون ميدون بديم،دچار افسردگي و ...در نهايت بيماري مي شيم.
عزیزم
حقیقت مطلقی در دنیا وجود نداره
همه چیز نسبیه
و بستگی به برداشت و تجربه ی انسان ها از یک پدیده واحد داره
مثلا سر کلاس درس تو و دوستت حرفای استادو یادداشت برداری میکنید
ولی یادداشت برداری تو با یادداشت برداری دوستت فرق میکنه
شما هر دو یک سخنرانی شنیدید ولی برداشتها متفاوته
براي همينه بيشتر وقت ها انسان ها با هم درگير مي شند.هر آدمي خيال ميكنه چيزي كه خودش ديده يا شنيده حقيقته ولي ديگران هم دقيقا مثل همون آدم قصه ي ما برداشت هاي رنگ و وارنگي از واقعيت دارند...
به نظرت كدام يك از آنها اشتباه مي كنند؟ همين نوري كه جهان رو روشن كرده يكي از دلايل ايجاد تفاوت در چشمخانه ي آدم هاست...باور كن حتي يك نقاشي ثابت رو بذاري جلوي 5 تا آدم؛هر كدوم يك رنگي و يك مدلي مي بيننش...
فرشته ی من
واسه همین هم سعی کن همیشه برای درک و شعور و شخصیت و زندگی خودت در درجه ی اول اعتبار قائل شی که کمتر آسیب بخوری
هیچ کس تو رو اون قدر که تو خودتو درک میکنی نمیتونه درک کنه
وقتي اين كار رو كني مي بيني ديگه با حرف هاي ديگران غصه دار نميشي...
و هم به آنها حق ميدي و هم به خودت حق ميدي...
چون هميشه يك باور منطقي توي ذهنت ساختي كه برات تكرار ميكنه:
براي ادراك خودت، اهميت بيشتري در درجه اول قائل شو...دنيا رو، در بين اين 7 ميليارد آدم روش،فقط تو داري اين شكلي ميبيني...فدای خوبیهاي مهربانت
دوستت دارم...