حذف
در ارتباط با پست روح هنر و شبنم طلوعی،هدف من فقط باز کردن بحث حذف و ترور شخصیت انسان و سانسور عقاید و تفکرات در جامعه بود.
می خواستم،واکنش دوستان را به این حقیقت انکار شده ولی واقعی در جامعه ای که در آن زندگی میکنیم را ببینم و اتفاقا موفق شدم:
عده ای از این دوستان با این ادعا که این خانم را نمی شناسند از دادن نظر در مورد موضوع "حذف" خود داری کرده بودند. عده ای دیگر هم به دلیل این که من پست را به ایشان تقدیم کرده بودم از دادن نظر در مورد این موضوع خود داری کرده بودند.عده ای هم شاید گمان کردند اگر نظر حقیق خود را بگویند وبلاگشان در خطر حذف قرار بگیرد...*در صورتی که من دقیقا منتظر بازتاب های دوستان بودم تا ببینم آیا واقعا طرح حذف افراد فقط به بهانه ی داشتن عقاید و دیانتی غیر از آن چه که در جامعه است را می پسندند یا نه(اینجا بحث تبلیغ عقیده ای خاص که کیان جامعه ی اسلامی را به خطر می اندازد،مطرح نیست)...وگرنه این مطلب را به صورت خصوصی فقط برای ایشان میل میکردم
محافظه کاری چیزی است که جامعه ی ما و فرهنگ ما آن را پروش داده است...
در صورتی که هدف من ماورای آن جملات و الفاظ و ترکیب ها بود...
من هنوز هم با تمام وجود نظرات دوستان رو درین مورد استقبال میکنم....چون واقعا می خواهم جهان بینی خودم را اگر ایرادی به آن وارد است مورد اصلاح قرار دهم....
ببینید
مگر همه ی ما انسان نیستیم؟ مگر نطفه ی همه ی ما از مقاربت و همراهی دو انسان دیگر به وجود نیامده؟مگر همه ی ما هنگام تولد بدون تعلقات مادی دنیایی به دنیا نمی آییم؟ مگر همه ی مادر بدو تولد فقط بار نام انسان را یدک نمی کشیم؟ مگر همه ما در بدو تولد بدون زبان و تفکر و اندیشه و جهان بینی به دنیا نمی اییم؟مگر این خانواده های ما نیستند که شکل دهنده ی عقاید و باورهای ما هستند؟
پس انسانی که در یک خانواده ی مسلمان به دنیا آمده، با انسانی که در یک خانواده ی مسیحی یا زرتشتی یا....به دنیا امده چه برتری و غلبه ای دارد؟
کمی فکر کنید...از کجا می دانید که اگر در یک فرهنگ غیر اسلامی به دنیا می آمدید:
آیا امروز با همین سفتی و سختی از عقاید همان فرهنگ دفاع نمی کردید؟
تعصب آفت انسان دوستیست...چنان چه واقعا برای بعضی از ما جا افتاده که فلان فرد به خاطر این که عقیده و مرامش نقض کننده ی عقیده و مرام ماست...حق زندگی ندارد....
ولی من خوشحالم...از این که در بین دوستانم کسانی هستند که انسانیت را فقط به ذات انسانیت و نیکی و درستی و تحسین کنند و بعضی مسائل را که در واقع تنها عامل خانواده و تربیت باعث جدایی و گسست در بین اعضای جامعه شده است را،ملاک قضاوت خود در مورد یک انسان که بالقوه توان بالایی برای باروری و شکوفایی و دانایی دارد نمیدانند...
دیشب در وبلاگ خانم پگاه احمدی شعری از ایشان به روز شده بود که کاملا حقایق عریان جامعه ی ما را پرده برداری می کرد...
شاعری که دیگر در همین آب و خاک زندگی میکند و نماینده نسلی است که بی دلیل و یا دلایل واهی سانسور می شوند.فرصت انتشار افکار خود را ندارندو...دست هایی هستند که فقط گوشه نشینی و انزوا را برای بیدار دلان می خواهند...
آن یار کـــز او گشــــت ، ســر دار بلنــد
جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد
*دیروز وبلاگ ۱۰۵ بازدید داشت و ۹۳ بازدید کننده از بین این تعداد فقط ۱۳ نظر واقعی در مورد این موضوع وجود داشت.پیشاپیش ریزش نظرات مرتبط به پست امروز را پیش بینی میکنم![]()
بعد نوشت:این یک پست سیاسی نیست...فقط میخواهم بدانم ایا عقایدم درست است یا اشتباه...من میخواهم به کمال تفکر و روح برسم...درین راه به همه نوع کمکی از جانب شما احتیاج دارم